تبليغاتX
.::داستان عشق ::.

.::داستان عشق ::.

Love is like war..:: Easy To Start.. Difficult To End..And.. Impossible To Forget..!!"?




نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم

:: .::بچه های بوفه::.
:: .::بچه های بالا (کمیل)::.
:: .::شهر کامپیوتر(twins )::.
:: .::یاران 66 ( سیاوش)::.
:: .::ردپای من(مرضیه)::.
:: .::كلبه عشق(المیرا )::.
:: .::رپ شاخ شاخ(...)::.
:: .::عشق سه بعدي(فرهاد)::.
:: .::حرف دل(اسامه)::.
:: .::رویای پاک(راحله)::.
:: .::تنها(ناندا فروهر )::.
:: .::شیرین عسل(ژاله)::.
:: .::قاطي پاتي دخترونه(اسما)::.
:: .:: کبوتر با کبوتر باز تنهاست(معصومه)::.
:: .::پروردگار عشق( الی)::.
:: .::اسیر عشق( علی و سحر)::.
:: .::(نیلوفر)2nyaye dance::.
:: .::دختر سایـه(shadow gir)::.
:: .::زمزمه ی عشق(بهنام)::.
:: .::عشق( ترانه)::.
:: .::ردپای عشق(زهره)::.
:: .::مشق عشق(مهدیه)::.
:: .::پاتوق جوونای عاشق(آرزو)::.
:: .::بنام زلالی اشک لیلی وپاکی قلب مجنون (zahra)::.
:: .::دل نوشته های عاشقانه (داود)::.
:: .::وبلاگ تکنو بچه های کازرون(کامبیز)::.
:: .::نسل سوخته(آرمین)::.
:: .::عاشقتم(صادق )::.
:: .::سه حرف ساده( شهرام)::.
:: .::سکوت دلک(پارسا امپراطور)::.
:: .::دیدنی ها(احمد)::.
:: .::یادگار من(شبنم)::.
:: .::دختر باران(زهرا)::.
:: .::A love lost (فروزان)::.
:: .::افسوس که رفت(ایدا)::.
:: .::داستان پند آموز (مرتضی)::.
:: .::از ترانه تا ترانه::.
:: .::@ تنهای فراموش شده @(مژگان)
:: .::ستاره عشق (شیرین)::.
:: .::بهانه تنهایی(شقایق)::.
:: .::پارتیزان::.
:: .::سايبری سياست(علیرضا)::.
:: .::(Love&life(arezo poyan::.
:: .::کآفِه صورَتي (مائده)::.
:: .::کانون طرفداران ابراهیم تاتلیسس::.
:: .::چکاوک(حانیه)::.
:: .::عشق من (yeganeh)::.
:: .::هــــمه چــیـ اینــــجــا قــاطــیــ پــاتــیــهــ(الناز . آرزو)::.
:: .::پایان عشق(ناپاك)::.


باشم کنارت


با اینکه اینو میدونم باید ازت بدم بیاد

بازم میخوام ببینمت خدایا قلبم چی میخواد؟!!!
میخواد که اون روزای تلخ دوباره باز زجرم بده
کاش بدونی چطور بازم گذشتمو یادم بره
خیلی روزا تو خلوتم دلم هواتو میکنه
ولی شکستن تا چه حد؟ کاش دل فراموش بکنه
نگاه نکن، چیزی نگو، با اینکه دل تو تنهایی میخواد باشم کنارت
شکستن غرورمو بهت نمیدم تا جاش بازم یه روز باشم کنارت

نوشته شده توسط eesa در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391

همه چیز گذشت و تمام شد


دیگر گذشت ، تو کار خودت را کردی ، دلم را شکستی و رفتی ….
همه چیز گذشت و تمام شد ، این رویاهای من با تو بود که تباه شد…
انگار دیگر روزی نمانده برای زندگی ، انگار دیگر دنیای من بن بست شده ، راهی ندارم برای فرار از غمهایم
این هم جرم من بود از اینکه برایت مثل دیگران نبودم، کسی بودم که عاشقانه تو را دوست داشت ،دلی داشتم که واقعا هوای تو را داشت ….
دیگرگذشت ، حالا تو نیستی و من جا مانده ام ، تو رفته ای و من بدون تو تنها مانده ام ، تو نیستی و من اینجا سردرگم و بی قرار مانده ام….
فکر دل دادن و دلبستن را از سرم بیرون میکنم ، هر چه عشق و دوست داشتن است را از دلم دور میکنم،اگر از تنهایی بمیرم هم دلم را با هیچکس آشنا نمیکنم….
دیگر بس است ، تا کی باید دلم را بدهم و شکسته پس بگیرم، تا کی باید برای این و آن بمیرم؟
در حسرت یک لحظه آرامشم ، دلم میخواهد برای یک بار هم که شده شبی را بی فکر و خیال بخوابم…
تو هم مثل همه ، هیچ فرقی نداشتی ، هیچ خاطره ی خوبی برایم جا نگذاشتی ،حالا که رفتی ، تنها غم رفتنت را در قلبم گذاشتی
گرچه از همان روز اول میخواستمت ، گرچه برایم دنیایی بودی و هنوز هم گهگاهی میخواهمت ، اما دیگر مهم نیست بودنت ، چه فرقی میکند بودن یا نبودنت؟


برچسب‌ها: متن عاشقانه تنهایی, متن عاشقانه جدید, متن عاشقانه جدایی, متن عاشقانه دلتنگی, متن عاشقانه زیبا, متن عاشقانه غمگین, متن عاشقانه قشنگ, متن عاشقانه کوتاه, متن عاشقانه و زیبا, متن عاشقانه و عارفا
نوشته شده توسط eesa در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391

سال نو مبارک

سلام

سلامی گرم به تمام دوستان عزیزم ..

دفتر ۳۶۵ برگ ۹۰هم با تمام  خاطرات خوب وبد هم به پایان رسید

و اما

یش به سوی سالی پر از عشق و حال و شادی برا همه دوست داران و داستان عشقی شیرین وبه یاد ماندنی

وآرزوی موفقیت برا همه دوستانم گلم همشهریای عزیز هم کلاسیا ی دوست داشتنی وبه تمام عزیزانی که از داستان عشق دیدن میکنند

ودر پایان به قول دکتر علی شریعتی :

......خداوندا آرامشی عطا فرما تا بپذیرم آنچه را نمیتوانم تغییر دهم......

...................و شهامتی تا تغییر دهم آنچه را میتوانم تغییر دهم..................

................................و دانشی تا تفاوت این دو را بدانم ..............................

....................................................آمین...................................................


نوشته شده توسط eesa در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390

کاش میشد زندگی را خط به خط از نو نوشت........... ....................................................................................................................................

....................................................................................................................................

...................................................................................................................................

...................................................................................................................................

...................................................................................................................................

................................


برچسب‌ها: متن عاشقانه تنهایی, متن عاشقانه جدید, متن عاشقانه جدایی, متن عاشقانه دلتنگی, متن عاشقانه زیبا, متن عاشقانه غمگین, متن عاشقانه قشنگ, متن عاشقانه کوتاه, متن عاشقانه و زیبا, متن عاشقانه و عارفا
نوشته شده توسط eesa در سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390

دیگر باور نخواهم کرد عشق را

ای کاش هیچ گاه نگاهمان با هم آشنا نشده بود...
ای کاش هرگز ندیده بودمت و دل به تو دل شکن نمی بستم.
ای کاش از همان ابتدا، بی وفایی و ریا کاری تو را باور داشتم انتظار باز آمدنت،
بهانه ای برای های های گریه های شبانه ام شد و علتی برای چشم به راه دوختن
و از آتش غم سوختن و دیده به درد دوختم...
 
امّا امشب می نویسم تا تو بدانی که دیگر با یادآوری اولین دیدارمان چشمانم پر از اشک نمی شود.
چون بی رحمی آن قلب سنگین را باور دارم.
 
امشب دیگر اجازه نخواهم داد که قدم به حریم خواب ها و رویاهایم بگذاری...
چون این بار، ((من)) اینطور خواسته ام، هر چند که علت رفتن تو را نمی دانم
و علت پا گذاشتن روی تمام حرفهایت را...
 
باور کن...
 
که دیگر باور نخواهم کرد عشق را... دیگر باور نمی کنم محبت را...
و اگر باز گردی به تو نیز ثابت خواهم کرد...

 


برچسب‌ها: داستان عشق, عکس عاشقانه, شعر عاشقانه, متن عاشقانه, داستان عاشقانه, متن عاشقانه غمگین, متن کوتاه عاشقانه, شع, شعر غمگین
نوشته شده توسط eesa در جمعه بیست و هشتم بهمن 1390

یکسال گذشت


اره یکساله که شروع کردم تولده وبلاگمه شروع شدنه یه عشق

ولی اصلا مبارک نیست.کاش وارد زندگیم نمیشد چرا پا گذاشت

تو زندگی من .خدا جونم این چه عشقیه وفا که اصلا نداشت پره

دروغ و دورویی . من چرا گول حرفاشو خوردم یک ساله که دارم

عذاب می کشم . نمی تونم دیگه ادامه بدم من که باهاش حرف

نمیزنم ولی یکی بهش بگه که یه روز انتقاممو ازش میگیرم.       


برچسب‌ها: داستان عشق, عکس عاشقانه, شعر عاشقانه, متن عاشقانه, داستان عاشقانه, متن عاشقانه غمگین, متن کوتاه عاشقانه
نوشته شده توسط eesa در پنجشنبه بیست و نهم دی 1390

ديوونه بودم كه به تو دل داده بودم

 

بعده اين همه دروغ حالا فهميدم چرا يه دفعه عوض شدي كه چي بوده ماجرا خيلي سخته باورش وقتي پيش اون بودي وقتي خوش بودين باهم منه ديوونه همش نگرانت ميشدم داره ميسوزه دلم واسه احساس خودم چرا تا حالا نميدونستم يكي ديگه با تو هم نفسه ديوونه بودم كه به تو دل داده بودم هيچ وقت نفهميدي تو اون شب هاي سرد زمستون همش عكست تو جلو چشمام بود عكسي كه ازت گرفته بودم يادته هرشب وقتي ميخواستم بخوابم عكستو نگاه ميكردم تا شایدخوابتو ببينم

 و ميدانم كه نميداني بخاطر تو چه عذابي كشيدم آره اون بي وفا خود تو بودي تو بودي كه عهدو شكوندي ؛  منو تو ماه ها واسه ماه ها بعدمون حرف زده بوديم ؛ چرا چي شد كه يه باره دست منو رها كردي آره خوب كاري از اون بالا پرتم كردي پايين دلت خنك شد ؛ ازین بدتر ديگه چي ميخواي دلم شكست مثل غرورم؛ 

نميدانم كه چي شد به دام تو افتادم من ساده كه فكر ميكردم تو ساده اي ؛ نه ديوونه من بودم كه به تو دل داده بودم ؛  هيچ وقت نخواستي حرفامو بشنوي من عاشقت بودم دوستت داشتم بد كردي با من فكرشم نميكردم يه روز بخواي تركم كني ؛  ديگه تموم شد دنيا اگه دنياست سهم منو از تو ميگيره مرگت نباشه كسي دستو نگيره ؛ اما ميدونم دستي گرفتي ؛ دستي كه بخاطرش از عشق من گذشتي ديگه نميخوام حتي لحظه اي به تو فكر كنم؛

////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////


                    یه دوستی دارم که تو ادامه مطلب گیر افتاده کسی میتونه کمکش کنه........                     

برای دیدن عکس ها در اینجا کلیک کنید


.:: ادامه ی مطلب ::.
نوشته شده توسط eesa در پنجشنبه دهم آذر 1390

داشتم فراموشت می کردم



داشتم فراموشت می کردم اما باز دوباره دیدمت

تو غمها غوطه ور شدم چرا؟

داشتم فراموشت می کردم اما تا صدات رسید به گوش من

شکستم بی صدا چرا؟

داشتی می رفتی از خیال من خزونی بود بهار من

دیدم تو رو خزونم جون گرفت

این قلب سرد و ساکتم دوباره

با نگاه گرم و بی ریا و عاشقت زبون گرفت

چرا دوباره اومدی صدا رو جون دادی گل بهارو

زخم دل دوباره تازه شد

شوق نگاه خستمو دوباره دوختی اخر ستاره

حسرتم بی اندازه شد

یا راحتم کن و واسه همیشه این دلو بکن ز رییشه

از خیال سرد من برو

یا باغبون شو و بهارو باز نشون بده گلارو

تو وجود خسته ام برو

داشتم فراموشت می کرم اما باز ...

//////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

برای دیدن عکس ها در اینجا کلیک کنید


نوشته شده توسط eesa در یکشنبه یکم آبان 1390

خیانت


 

 



از همه گذشتم به خاطر تو ، چشمهایم را بر روی همه بستم به عشق چشمهای تو

دیگر قلبم را به کسی ندادم به هوای داشتن یکی مثل تو
گفتم حالا که عهدی بستم و عهدی با من بستی ، وفادار بمانم و عشقم را به تو ثابت کنم
گفتم حالا که دوستت دارم و تو نیز گفته ای که مرا دوست داری تا نفس دارم با تو بمانم
روزها گذشت… روز و شبم با عشق و محبت های پوچت گذشت
من میگفتم از رویاهایم ، تو میخندیدی به آرزوهایم!
درد دلهای بی جواب ، چند شب است نیامده به چشمهای خواب ، عشق اینگونه جواب مرا داد ، تو به من پشت کردی و همان دلخوشی های پوچت، زندگی ام را بر باد داد!
روزی آمد که دیدم دستت درون دستهای کسی دیگر است ، قلبت مال من نیست و در کمین بیچاره ای دیگر است ، قلبت شلوغ شده و زندگی ات تباه ، نمیدانم چرا تو آمدی و مرا شکستی ، من که نکرده بودم گناه!
تو لایقم نبودی ، حالا دیگر بی ارزشتر از آنی که حتی لحظه ای به تو فکر کنم ، برو که نمیخواهم فکرم را حتی با خیال بی خیالی تو خراب کنم!




--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

دوستان عاشق خودم اگه عاشق عکس عاشقانه هستید فقط کافیست عکس و شعرتون را برام توقسمت نظرات بزارید ....

برای دیدن عکس ها در اینجا کلیک کنید


برچسب‌ها: داستان عشق, عکس عاشقانه, شعر عاشقانه, متن عاشقانه, داستان عاشقانه, متن عاشقانه غمگین, متن کوتاه عاشقانه
نوشته شده توسط eesa در چهارشنبه سی ام شهریور 1390

دروغ گفت

 

بهم گفت که دوستم داره

بهم گفت منو می خواد
بهم گفت اگه پاش باشه تا ته حادثه میاد
بهم گفت که نفسهاشم
اگه باشم میمونه
بهم گفت شور بودن رو
توی نگام می خونه ...
دروغ گفت .... دروغ گفت .... دروغ گفت .... دروغ گفت ....
می گفتش من هواشم
تموم قصه هاشم
می گفت من آبروشم
همیشه روبروشم
می گفت از خاکی دوره
می گفت سنگ صبوره
می گفت تنها نمی شم
می گفت می مونه پیشم

دروغ گفت .... دروغ گفت .... دروغ گفت .... دروغ گفت ....

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


برچسب‌ها: داستان عشق, عکس عاشقانه, شعر عاشقانه, متن عاشقانه, داستان عاشقانه, متن عاشقانه غمگین, متن کوتاه عاشقانه, شعر غمگین
.:: ادامه ی مطلب ::.
نوشته شده توسط eesa در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390

....

میدونم حالت خوبه و خیلی رو به راهی، می دونم بی دقدقه فکریو دلشوره ، داری  روزارو سپری میکنی . شدی بی خیال ما ، میگی امثال من دور و برت زیاده ها ، کاش از همون  اول این دل ازت خسته میشد که حالا نتونی بگیری دست پیشو . به هر دری که زدم روم بسته میشد ، چقد دلم به دست تو شکسته میشد . خوش به حالت چقده دلت قرصه و صدمه نمی زنه اصلا بهت غصه و بغض من باعث میشه نیشت باز شه . تو دوست داری که یکی دیگه پیشت باشه ، یکی که تو زندگیت مثل یه پادو باشه ، یکی که فکر تو فقط پیش کادوهاشه ،یکی که هر کاری بکنه باید سرویس بده مهم هم نیست که فقط با تو باشه .

  بدیات خوبیاتو از یادم برد ،چه شبایی که از دوری تو سخت خوابم برد . کارای زشتت آبرومو جلو عالم برد ،چه زربه هایی از تو این دل سادم برد .

   تو هم یه زره دلت تنگ من بود کاشکی ، تویی که ادعا میکردی  منو دوست داشتی ، تویی که میگفتی قلبت بی من میشه پاره ، تویی که میمردی واسه من بی اشاره . حالا خیلی سخته تورو خودم بهم بگی طاقته دیدنمو نداری ، بی من زندگیت راحته .

   میدونم اینقده سرت شلوقه بعده یکی دو ماه اگه الان بهت زنگ بزنم به جا بله بگی شما . یعنی این یارو اینقده بدرد بخوره که باعث شده که حالت ازم بهم بخوره  ، از منی که همه جوره باتو بودم ، منی که بدور از حاشیه باتو بودم.

    کاشکی هیچوقت تو زندگی این مسیرو نداشتم ، منه بدبخت که جز تو هیچ کسی رو  نداشتم ،توگذاشتی رفتی دلم غمگینه کاشکی تو هم واسه دوستیمون انگیزه داشتی .

  چقدر تو رو دور نگه داشتم از دشمنا ، یه آدم خوب ساختم از یه انگشت نما ، ماها از عشق هم تب زده بودیم ،ماها واسه ماها بعدمون حرف زده بودیم .

   همه چی خوب بود همه چی زود زود میگذشتو تنها غم من غم این روز بود . که تو بری  من گله کنم از دست تو ، من عاشقت بودم  دقیقا بر عکس تو... جای تورو پرکنه چه آدمه دیگه ای من تورو میخوام تو هم تو یه عالم دیگه ای .

  تو یه آدم دیگه ای تو زندگیت هست . تو زندگیت من چه نقشی داشتم واسه تو و دور و بریات چه فرقی داشتم . آره دوست ندارمو یه وقتی داشتم ،وقتی که واسه ی دستای خالی دست میخواستم ... آره واسه دستای خالیم دست میخواستم.

   دیگه نمی خوام الکی بکنم وقت گیری ولی تو هم یکی مثل باقی وقت گیری دم ازعشق میزنیو میگی دوسش داری . وقتی با اونی به یکی دیگه نخ میدی................


نوشته شده توسط eesa در پنجشنبه سیزدهم مرداد 1390

کاش می فهمیدی

                       کاش می فهمیدی

 کاش می فهمیدی                        کاش می فهمیدی

                        کاش می فهمیدی                         کاش می فهمیدی

کاش می فهمیدی                         کاش می فهمیدی                        کاش می فهمیدی

                     کاش می فهمیدی                          کاش می فهمیدی                         کاش می فهمیدی


   بودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن ...


و لی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد ...

کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودنهایت میشد ...

کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم

 دردهایم را به گوش تو میرساندم... بدون تو عاشقی برایم عذاب است

میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم...

کاش میدانستی که چقدر دوستت دارم و بیش از عشق بر تو عاشقم...

میدانی که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذاب میشود

 میدانم که نمیدانی بدون تو دیگربهانه ای نیست برای ادامه ی زندگی جزانتظار آمدنت ...


نوشته شده توسط eesa در یکشنبه دوم مرداد 1390

......

دلم گرفته تر از این نمیشود، چشمهایم خیستر از این نمیشود

تمام غمها و غصه ها در دل من جا گرفته ، میدانستم اشکهایم روزی تمام میشود
تو برای من عشق نمیشوی ، تو برایم آنچه که میخواستم نمیشوی
از همان اول هم نباید به تو دل میبستم ، میدانستم روزی تمام میشوی
تنهاتر از این نمیشوم ، یک عالمه آرزو در دلم انباشته شده ، تا ابد آرزو به دل میمانم
این تنها حسرت است که بر روی آرزوهایم نقش بسته ، نه دیگر عاشق نمیشوم
ستاره زندگی ام خاموش است ، یاد من در خاطرت فراموش است ، دیگر از این بدتر نمیشود!
تو چه کردی با سرنوشت من ، من که همیشه لبخند بر روی لبانم بود ، چه کردی با خنده های من
کاری کردی که همه را مثل تو ببینم ، هیچکس را وفادار نبینم !
حال من از این خرابتر نمیشود ، روزگار من از این بهتر نمیشود
 این من هستم که تنها مانده ام در جاده های خالی زندگی ، یک لحظه هم برنگشتی و ببینی من کجا جا مانده ام  در راه زندگی
این من هستم که عذاب میکشم و غم رهایم نمیکند ، این تو هستی که بعد از رفتنت خاطره هایت آرامم نمیکند
چرا خاطره هایت را جا گذاشتی ، چرا اینگونه مرا تنها گذاشتی ، چرا بر روی قلبم پا گذاشتی !
حال من از این بدتر نمیشود…


نوشته شده توسط eesa در یکشنبه دوازدهم تیر 1390

سلام تنهاییام

خداحافظ و خیالت جمع // پشت سرت نمیگم که اون به من خیانت کرد
به همه میگم من واسه اون کم گذاشتم // نمیگم که منو با یه کوهه غم گذاشت رفت
چرا چونکه نمیخوام تورا خرابت کنم // تو کاری نکردی که من نخوام حلالت کنم
فقط گفتی از هرچی دروغ سیر // ولی دروغ میمونی حقیقت اینه که میری
آره برو و همونجا که میری بمون // دوست دارمی که بهم میگفتی و تو میگی به اون
امروز میفهمم که شاید تو حق داشتی // منو تو از روزه اول باهم فرق داشتیم
اصلا نمیبینی چند روزه عادی باتم // چون تو ازونایی که دنباله مادیاتند
وفهمیدن این مسائل زوده برام // برو جلو ضرر از هر جا بگیری زوده برام
من دیگه میخواببم و وقتی پاشم // باز خاطرات میاند جلو چشام تا شب
خداحافظ و سلام تنهاییام // از فردا هر جایه دنیا که برم تنها میام


نوشته شده توسط eesa در یکشنبه یکم خرداد 1390

حلالت میكنم اما...
حلالت میكنم اما هنوزم از تو دلگیرم
تو میخندی و من آروم تو دست گریه میمیرم
حلالت میكنم اما نباید از خودم رد شم
تو گم میشی و من اینجا
تو رو با گریه می بخشم
تقاصه آرزوهامو كجای قصه پس دادی
كه از اوج پریدن ها به خاك گریه افتادی
كجای قصه پرواز چراغ راه رو گم كردم
كه باید اینهمه تنها به سوی خونه برگردم
حلالت میكنم اما به دیروز تو زنجیرم
تو رو گم میكنم وقتی تو دست گریه میمیرم
حلالت میكنم اما نمیتونم كه برگردم
تمومه آرزوهامو تو دنیای تو گم كردم
 من از روزایی میترسم كه پشت مرز تقدیرن
از اینكه حتی رویاهام تو دستای تو میمیرن
حلالت میكنم اما هنوزم از تو دلگیرم...

نوشته شده توسط eesa در چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390

♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥
♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥
جنگل جانم به آتش سوخت، جانانم کجاست
♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥
درد هجران شعله در من کاشت ، بارانم کجاست
♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥
گرگ شب در خلوت جانم ، مرا از من ربود
♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥
معنی فردایی خواب پریشانم کجاست
♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥
خانه ی همسایه ام جشن بهاران است و من
♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥
دشت دشت لاله ام ، ختم زمستانم کجاست
♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥
 


نوشته شده توسط eesa در یکشنبه یازدهم اردیبهشت 1390

مرا از ياد خواهی برد می دانم

مرا از ياد خواهی برد می دانم

 و من از ديدگان سرد تو يك روز می خوانم

 سرود تلخ و غمگين خداحافظ  مرا از ياد خواهی

 برد و از يادم نخواهی رفت من اين را خوب می دانم

   كه روزی هم مرا از خويش خواهی راند و قلبت را كه

  روز ی آشيانه گرم عشقم بود خواهی برد، تو از يادم

  نخواهی رفت و چشمان تو هر شب

 آسمان تيره ی احساس من را نور می پاشد

  و من با خاطراتت زنده خواهم بود چه غمگينم

  از اين رفتن و از اين روزهای سرد تنهايی چه بيزارم

  مرا از ياد خواهی برد می دانم

  و مي دانی كه از يادم نخواهی رفت


نوشته شده توسط eesa در شنبه سوم اردیبهشت 1390

پاي عشق

روزي تمام احساسات آدمي گرد هم جمع مي شن و غايم موشک بازي ميکنن ديوانگي چشمميذاره همه مي رن غايم ميشن تنبلي اون نزديکا غايم ميشه حسادت ميره اون ور غايم ميشه عشق مي ره پشت يه گل رز ديوانگي همه رو پيدا مي کنه به جز عشق حسادت عشق رو لو ميده و به ديوانگي ميگه که رفت پشت گل رز عشق نمياد بيرون ديوانگي هرچي صدا مي زنه عشق بيا بيرون ديوانگي هم يه خنجر ور ميداره همينطور رز رو با خنجرش مي زنه تا عشق پيدا بشه يک دفعه عشق ميگه آخ چشمو کور کردی ديوانگي اشک مي ريزه به دست و پاي عشق بهش مي گه من چشم تو رو کور کردم تو هر کاري بگي من انجام ميدم عشق فقط يک چيز از اون می خواد بهش مي گه با من هم درد شو از اون وقت به بعد ديوانگي هم درد عشق کور شد و بس

 

اگه قلبمو شکستی به فدای یک نگاهت این منم چون گل یاس نشستم سر راهت تو ببین غبار غم رو که نشسته بر نگاهم اگه من نمردم از عشق تو بدون که روسیاهم اگه عاشقی یه درده چه کسی این درد ندیده تو بگو کدام عاشق رنج دوری ندیده اگه عاشقی گناهه ما همه غرق گناهیم میون این همه آدم یه غریب و بی پناهیم تو ببین به جرمه عشقت پره پروازمو بستند تو ندیدی منه مغرور چه بی صدا شکستم


نوشته شده توسط eesa در پنجشنبه هجدهم فروردین 1390

کاش می دونستی . . .
كاش مي دونستي چقدر دلم بهانه تو رو مي گيره هر روز

كاش مي دونستي دلم چقدر هواي با تو بودن را كرده

كاش مي دونستي چقدر دلم از اين روزهاي سرد زمستانی بي تو بودن گرفته

كاش مي دونستي چقدر دلم براي اون خندهات  و صداي مهربونت تنگ شده

كاش مي دونستي بي تو چقدر تنها و خسته ام

كاش مي دونستي  شب و روز به فكر تو ام

كاش مي دونستي روزي كه نبينمت اون روز برام جهنمه

كاش مي دونستي  . . . .

و هميشه از خودم مي پرسم :

اين همه كه من به تو فكر مي كنم تو هم به من فكر مي كني  ؟ ؟ ؟


نوشته شده توسط eesa در دوشنبه شانزدهم اسفند 1389

نمی دانم چرا
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
 مثل آسمانی که امشب می بارد....
 و اینک باران
 بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
 و چشمانم را نوازش می دهد
 تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم
نوشته شده توسط eesa در شنبه چهاردهم اسفند 1389

با تمام وجود دوست دارم

 

تو را دوست ميدارم،نمي دانم چرا؟ شايد اين طبيعت ساده و بي آلايش من حد و مرزي براي دوست داشتن نمي شناسد. اما چه كسي مرا دوست مي دارد؟ اي فرشته نازل شده بر چشمانم اي شقايق زندگي ام اي تنها ستاره آسمان قلبم اي زيباترين زيباييهاي محبت اي بهانه خواب شبهايم اي تنها نياز زنده بودنم اي آغاز روز بودنم اي نيمه پنهان من و تو اي معشوقه من تورا با تمام وجود دوست دارم و مي پرستم...............


نوشته شده توسط eesa در چهارشنبه بیست و هفتم بهمن 1389

ای عشق
             اتش زده ای به تارو پودم ای عشق

                               

                         بر هستی و بر بودو نبودم ای عشق

                                                            

                                سرخورده و بیچاره و خارم کردی

                                                                            

                   من با تو مگر چه کرده بودم ای عشق؟!


نوشته شده توسط eesa در یکشنبه بیست و چهارم بهمن 1389

چه زیباست به خاطر تو زیستن

چه زیباست به خاطر تو زیستن و برای تو ماندن و به پای تو سوختن و چه تلخ و غم انگیز است دور از تو بدون خوشبختی زیستن و برای تو گریستن و به عشق و دنیای تو نرسیدن. ای کاش واقف بودی که بدون تو مرگ گواراترین زندگی است و بدون تو و بدور از دست های مهربان تو و بدون قلب حساست زندگی چه تلخ و ناشکیباست

 


نوشته شده توسط eesa در سه شنبه دوازدهم بهمن 1389

دوستت دارم …

من هر روز و هر لحظه نگرانت می شوم که چه می کنی !؟

پنجره ی اتاقم را باز می کنم و فریاد می زنم
تنهاییت برای من …

غصه هایت برای من  …

همه بغضها و اشکهایت برای من ..
بخند برایم بخند
آنقدر بلند
تا من هم بشنوم صدای خنده هایت را…

صدای همیشه خوب بودنت را

دلم برایت تنگ شده
دوستت دارم …


نوشته شده توسط eesa در شنبه نهم بهمن 1389

تو شیرین ترین واقعیت زندگی منی…


تو آخر خوب قصه هائی و یه رویای قشنگ

تو یه فرشته نجات توی کابوس وحشت خوابی

و یه دست مهربون برای نوازش گلبرگ…

تو یک حقیقتی، یک حقیقت بی پایان…

تو رقص دلربای ساقه های طلائی گندم تو موسیقی لطیف بادی…

تو یه غزل عاشقانه توی رساترین شعر ذهن کودکانه منی…

تو مثل قهر بی ریای نسترن، زیبا و جذابی …

تو آشوب دلتنگی غم انگیز دریا برای رسیدن به لحظه غروبی…

تو مثل یه مروارید همخونه صدف نگاه منی…

تو مثل یه سکوت قشنگ رو دستای پر از نیایش گل های یاسی…

تو یک حقیقتی، یک حقیقت باور نکردنی…

یک وجود صبور و یک قلب پر از سخاوت…

تو شیرین ترین واقعیت زندگی منی…

تو با وقارترین و با غرور ترین نقطه شروع بهشتی خنده های منی…

تو یه باور قشنگی تو ذهن و قلب ناباور من…

تو یه حس لطیف تو سرسختی غربت آسمون خواسته های شیرین ر‌‌ؤیاهامی…

شیواترین کلام شاعرانه من

دوستت دارم… دوستت دارم…دوستت دارم…

تو زیباترین و بی نظیرترین قاب عکس دیوار خالی نفس های منی…

صدای تو زیباترین و شیواترین غزل بارون از آسمون پاک خداست…

لطافت طنین لحن مهربون صدای تو

توی خلوت سکوت تن من زیباتر از لحن قشنگ یک گیتاره…

تو دست نیافتنی ترین بهانه لحظه های پر از دلتنگی منی…

تو اولین لبخند زیبا رو لبهای غصه دار منی…

تو بهترین تکنواز آهنگ حضور بهار تو زمستون سرد دلمی…

تو عارفانه ترین نور چشمای بی فروغ منی…

تو مثل یه بوسه لطیف رو گلبرگ پاک گل شقایقی…

تو زیباترین و بی همتا ترین آرایش کلبه کهنه قلب منی…

تو زیبا ترین، مونس ترین و خواستنی ترین حقیقت دلربای زندگی منی…

دوستت دارم… دوستت دارم…دوستت دارم…


نوشته شده توسط eesa در شنبه دوم بهمن 1389

با تو از حادثه ها خواهم گفت

می نویسم مینویسم از تو تا جسم کاغذ من جان دارد

با تو از حادثه ها خواهم گفت گریه این گریه اگر بگذارد
گریه این گریه اگر بگذارد با تو از روز ازل خواهم گفت

فتح معراج غزل کافی نیست باتو از اوج غزل خواهم گفت
مینوسم همه ی هق هق تنهایی را
تا تو از هیچ به آرامش دریا برسی

تا تو در همهمه همراه سکوتم باشی
به حریم خلوت عشق تو تنها برسی
می نویسم مینویسم از تو تا تن کاغذ من جا دارد

با تو از حادثه ها خواهم گفت گریه این گریه اگر بگذارد
مینویسم همه ی با تو نبودن ها را
تا تو از خواب مرا به با تو بودن ببری
تا تو تکیه گاه امن خستگی هام باشی

تا مرا باز به دیدار خود من ببری
می نویسم مینویسم از تو تا تن کاغذ من جا دارد
با تو از حادثه ها خواهم گفت گریه این گریه اگر بگذارد


نوشته شده توسط eesa در شنبه دوم بهمن 1389

چشمانم
چشمانم پر می شود از تصویر تو...

دلم خالی می شود ناگهان از غم...

دوباره جان می گیرد شعله ی هزاران خاطره در یادم...

باز در آسمان ذهنم می درخشد نامت...

دوباره متولد می شود هزاران پروانه ی شوق در دلم...

و تو می آیی!

 


نوشته شده توسط eesa در جمعه بیست و چهارم دی 1389

شاید ندانی...
 


اما من هر روز سری می زنم به قاب یادت بر طاق ذهنم...

هنوز در برگهای دفتر خاطراتم رد پایت را جستجو می کنم...

هنوز در آلبوم ذهنم به دنبال تصویری از روزهای خوب حضورت هستم...

و هنوز در آینه خیره می شوم شاید تصویرت را در قاب چشمانم ببینم!


نوشته شده توسط eesa در جمعه بیست و چهارم دی 1389

پاکترین احساس
 

آغاز من و تو... پایان جاده ی تنهایی بود...

امید که...

جاری بماند و جوشان چشمه ی این عشق تا ابد...

تابان بماند و بی غروب خورشید این مهر تا همیشه...

بهاری باشد و بی خزان باغ این زندگی تا ابد...

...

آری! پایان جاده ی تنهایی آغازی دوباره است برای من و تو...

گام نهادن در این راه تازه مبارک همسفر!


برچسب‌ها: دنیای عكس, عشق قهوه ای, عشق های واقعی, عكس جدید, عكس عاشقانه, عكس های عاشقانه, عكس های عاشقانه جدید, عکس Love, عکس جالب, عکس دختر خوشگل, عکس دختر زیبا, عکس دختر ناز, عکس دختر کوچولو, عکس دیدنی, عکس
نوشته شده توسط eesa در جمعه بیست و چهارم دی 1389

با تو دیگر مرا ترسی از تاریکی نیست

با تو دیگر مرا ترسی از تاریکی نیست

وقتی دست هایت را دارم

و نفس هایت من را نوید زندگی می دهد

و عشق با شکوه ترین واژه برای بیان این احساس است

تا رهایی فاصله ای نیست...

ببین!

    عشق ِ من!

                  لحظه ی پروازمان نزدیک است...


برچسب‌ها: دنیای عكس, عشق قهوه ای, عشق های واقعی, عكس جدید, عكس عاشقانه, عكس های عاشقانه, عكس های عاشقانه جدید, عکس Love, عکس جالب, عکس دختر خوشگل, عکس دختر زیبا, عکس دختر ناز, عکس دختر کوچولو, عکس دیدنی, عکس
نوشته شده توسط eesa در جمعه بیست و چهارم دی 1389

مطالب پیشین


Powered By Copyright © 2012 by lovestore
Design By : Dokhmale-papa